یا ابا عبدالله انی سلم لمن سالمکم وحرب لمن حاربکم
ای نفس اماره خبیثه ، بی شرمی تاکی ؟ سفاهت تا چند ؟ پیش روی تو بهشت ودوزخ آماده است وناچار در یکی از این دو منزل خواهی بود ونمی دانی کدام است ! تو را با خنده وشادمی چه کار ؟ با لهو وبازی چه افتاده است ، نمی بینی که ناگاه مرگ بی خبر می رسد وتا مینگری فرصتها از دست رفته است . ای خدای بزرگ ولا شریک ! چه بسا گناهان بزرگ از من دیدی ودر مقابل صبر وبردباری کردی ومرا نزد بندگانت رسوانساختی ، خداوندا! اگر چه عمرم سراسر گناه وعصیان بوده وهست ودر نامه اعمالم جز سیاهی چیزی یافت نمی شود ، ولی جز آرامش وبخشش از تو انتقام ندارم ، خدایا به حق امام حسین (ع) وبه آن سر بریده اش وبه آن مادر پهلو شکسته اش مرا ببخش .خدایا ! ترا قسم میدهم به آن "عالم الغیب والشهاده" خودت وبه قدرت لایزالت به زندگی وعمرم ادامه ده تا آن لحظه که حب وعشق وزرق وبرق دنیا مرا نگرفته وبه بقایم خاتمه بخش که مرگم به زبقاست .
خدایا ! من با این همه گناهی که کرده ام از روی تو آفریدگاری که خود می فرمایی : هرچه گناه کنید من بر شما می بخشم ودر توبه ورحمتم بر روی همگی شما باز است شرمنده ام وتقاضای این بنده سرا پا گناه از تو جز بخشش وعفو نیست ، خدایا من از تو می خواهم مرا از آلودگی نجات بخشی وبه طرف خود بخوانی ، خدایا همه دوستان ومعلمانم که من لیاقت شاگردی آنها را نداشتم به سوی تو پرواز کردند . دوستان واساتیدی همچون : " عمو حسین اجاقی عزیز، غلام دست انبوه ، علی باقری ، مجید کلوشادی ، شهاب خالصی ، که هر وقت این عزیزان را می دیدم احساس کوچکی می کردم وهر زمان این سروران گرامی را می دیدم به یاد خدا و حسین (ع) می افتادم چرا که اینان واقعاً الهی وحسینی بودند وحسین (ع) آنان را به سوی خود فرا خواند وآنها را در بهشت برین از نعمات الهی متنعم ساخت وهرشب جمعه که به مزارشان می رفتم از خود بی خود می گشتم وپی می بردم که چقدر از قافله عقبم وچقدر بدبختم .
برچسب:
نویسنده: رها شجاعی